ارسال شده در دو شنبه 9 بهمن 1391برچسب:, - 22:3
ارسال شده در دو شنبه 9 بهمن 1391برچسب:, - 22:3
ارسال شده در دو شنبه 12 تير 1391برچسب:, - 18:34
ارسال شده در دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, - 18:54
ارسال شده در دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, - 18:38
ارسال شده در دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, - 22:39
ارسال شده در دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, - 20:21
اگه همچین احساسی رو پیدا کردین از دستش ندین!
آدم هایی که این جمله ها رو می شنون خوشبخت ترین آدم ها هستن:
"عیب نداره با هم درستش می کنیم "
" نگران نباش من تا تهش باهاتم "
"من با هاتم نترس تا... نه تا نداره واسه همیشه"
.
.
.
.
اگه همچین احساسی رو پیدا کردین از دستش ندین!

ارسال شده در دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, - 14:46
ارسال شده در دو شنبه 1 خرداد 1391برچسب:, - 23:23
دونن آخشام چاغی سنسیز منی آغلاتدی یاغیش
کوچه لر اولدو گؤزومده یئنه بیر آرپا چایی
منی سنسیز نئجه نیسگیل سئلینه آتدی یاغیش
اودو سؤندورمه گه سو قایداسیدیر آمما دونن
کؤزه ره ن کؤنلومو یاغدیقجا آلوولاتدی یاغیش
دامجی دامجی سنه لای لای دئدی قوینومدا منیم
نه دئیم بلکه سنی کورپه یه اوخشاتدی یاغیش
او قدر مستیدیم هئچ بیلمدیم آخیر نه زامان
سینه م اوسته ساریلان تئللری ایسلاتدی یاغیش
سورا بیلدیم آپاریب قورد کئچینین شنگولوسون
سنی مندن آلیب آنجاق منی آلداتدی یاغیش

ارسال شده در دو شنبه 1 خرداد 1391برچسب:, - 23:22
ارسال شده در دو شنبه 1 خرداد 1391برچسب:, - 23:21
ارسال شده در دو شنبه 1 خرداد 1391برچسب:, - 13:25
ارسال شده در دو شنبه 25 ارديبهشت 1391برچسب:, - 17:26
ارسال شده در دو شنبه 28 فروردين 1391برچسب:, - 23:8
ارسال شده در دو شنبه 28 فروردين 1391برچسب:, - 21:28
نه وصلت دیده بودم کاشـکی ای گل نه هـجرانت
که جــانم در جــوانی سوخت ای جـانم به قربانت
تحمـل گفتـی و مـن هـم کـه کـردم سـال ها اما
چـقـدر آخـر تـحـمـل بـلـکه یـادت رفـتـه پـیـمــانـت
تـمنـای وصـالـم نـیـسـت عـشـق من مگیر از مـن
بـه دردت خـو گـرفـتـم نـیـسـتـم در بـنـد درمـانــت
چه شبـهایی که چون سایه خـزیدم پای قـصر تو
بـه امـیـدی که مـهـتـاب رخـت بـیــنـم در ایـوانــت
دل تـنـگـم حـریـف درد و انــدوه فـــراوان نـیـسـت
امــان ای ســنـــگــدل از درد و انـــدوه فــراوانــت

ارسال شده در دو شنبه 28 فروردين 1391برچسب:, - 19:43
ارسال شده در دو شنبه 21 فروردين 1391برچسب:, - 12:35
توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت، فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد بچهها دور ما حلقه زده بودند و فریاد می...کشیدند.......قورتش بده....چون هیکلم بزرگ بود اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم...باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم بالاخره یه خراش کوچیکی توی صورتم افتاد
فرداش خواهرش به من گفت حد اقل تو هم یه مشت میزدی
روم نشد بهش بگم....آخه چشماش شبیه تو بود
به سلامتی هر چی عاشقه...

ارسال شده در دو شنبه 14 فروردين 1391برچسب:, - 12:56
ارسال شده در دو شنبه 14 فروردين 1391برچسب:, - 1:14